به سايت شخصي محمدابراهيم غياث‌فخري خوش‌آمديد                       "مشاور و طراح سيستم‌هاي حسابداري صنعتي"                تلفن تماس: 6612159-0311   

آخرين تاريخ به روز رساني : 14 شهريورماه 1385

 
درباره منخدمات قابل ارائهاخبار حرفهمقالاتدانلود تماس با منصفحه اول
 

 

مقدمه‌اي بر انواع هزينه‌يابي[1]

هزينه‌يابي عبارتست از طبقه‌بندي و تسهيم صحيح هزينه‌ها به منظور تعيين بهاي تمام شده محصولات و يا خدمات واحد تجاري و همچنين تنظيم و ارائه اطلاعات مربوطه به نحو مناسبي كه براي راهنمايي مديران و صاحبان واحد مذبور در جهت كنترل عمليات آن قابل استفاده باشد. سيستم هزينه‌يابي شامل اصول و مقررات ساخته و پرداخته‌اي نيست‌(به مانند سيستم‌هاي مالي)‌كه به يك واحد تجاري تحميل شود بلكه بايد پس از مطالعه دقيق سازمان واحد تجاري و با توجه به احتياجات خاص آن به تدريج ايجاد شود.

در جدول زير انواع هزينه‌يابي مشخص گرديده‌اند:

   انواع هزينه‌يابي

 

 

 

 

 

 

 

سيستم‌هاي هزينه‌يابي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هزينه يابي سفارش‌كار

 

هزينه‌يابي مرحله‌اي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روشهاي

هزينه‌يابي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هزينه‌يابي واقعي

 

هزينه‌يابي نرمال

 

هزينه‌يابي استاندارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع رويكرد در انباشت هزينه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هزينه‌يابي جذبي ( كامل)

 

هزينه‌يابي مستقيم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سيستم‌هاي هزينه‌يابي[2]

انتخاب نوع سيستم هزينه‌يابي اولين قدم در راه طراحي سيستم بهاي تمام‌شده مي‌باشد با توجه به اينكه هدف اوليه از بكارگيري هر سيستم هزينه‌يابي، دستيابي به هزينه محصولات و خدماتي است كه توليد و ارائه مي‌شود پس سيستم هزينه‌يابي بايد در عمل اقتصادي، مقرون به صرفه و از همه مهمتر قابل اجرا باشد. البته در مواردي ، زمان انتخاب نوع سيستم هزينه‌يابي، نمي‌توان انتخابي انجام داد بلكه بلاجبار مي‌بايست يكي از دو روش مرسوم را اجرا نمود. براي مثال در كارخانه توليد انبوه‌«خودكار»‌ نمي‌توان از روش سفارش كار جهت محاسبه بهاي تمام شده محصولات توليدي استفاده نمود و بلاجبار روش مرحله‌اي گزينش اصلي ما خواهد بود. اما در بسياري از صنايع مي‌توان با كمي حوصله و وسواس يكي از دو روش فوق و يا تلفيقي از آن را به اجرا درآورد.

 سيستم هزينه‌يابي سفارش كار[3]

اين نوع هزينه‌يابي در مؤسسات كاربرد دارد كه با دريافت سفارش اقدام به ساخت محصول و يا انجام خدمات مي‌نمايند. سفارشات در اينگونه مؤسسات داراي توليد انبوه نبوده و تنها به اندازه سفارشات مشتريان توليد مي‌گردند‌ براي مثال از اين روش در صنايع زير استفاده مي‌گردد :

ساخت اسكلت فلزي، قطعات سنگين و نيم سنگين فولادي، ساخت قطعات لاستيكي، مؤسسات حسابرسي، شركتهاي پيمانكاري و غيره ‌.

در اين سيستم تمامي هزينه‌هايي كه جهت ساخت يك سفارش معين انجام مي‌گيرد در حساب آن سفارش ثبت خواهد گرديد كه اين هزينه‌ها مي‌تواند شامل مواد اوليه، دستمزد و سربار مستقيم ‌باشند. و همچنين هزينه‌هاي مشترك مابين سفارشها مانند هزينه‌هاي سربار غير‌مستقيم و يا هزينه‌هاي مديريت و غيره بر اساس مبناي تعيين شده بر روي سفارشات تسهيم خواهد گرديد.

در اين سيستم مي‌بايست سعي شود تا جايي كه امكان دارد تفكيك هزينه‌ها به سفارشات صورت گرفته و كمتر از سرفصل هزينه‌هاي عمومي سفارشات استفاده گردد اين امر باعث دقت بيشتر در سيستم هزينه‌يابي خواهد گرديد.

 سيستم هزينه‌يابي مرحله‌اي[4]

اين نوع هزينه‌يابي در مؤسساتي كاربرد دارد كه اقدام به توليد انبوه محصولات مي‌نمايند. در اين نوع هزينه‌يابي، بهاي تمام‌شده هر مرحله ساخت بطور جداگانه محاسبه شده و در انتها بهاي تمام‌شده نهايي محصولات توليد شده محاسبه مي‌گردد. هنگامي كه محصولات توليدي در يك مركز هزينه همگي مشابه و اساساً همگن باشند، رديابي هزينه دسته‌هاي جداگانه محصولات ضرورت ندارد. در اين نوع سيستم محصولات تكميل شده به انبار كالاي ساخته شده منتقل مي‌شوند تا عمليات فروش بر روي آنان انجام گيرد اما اصولاً محصولات بر اساس نياز و خواست مشتري توليد نشده است.

در اين سيستم به جاي استفاده از"حساب سفارش" مي‌توان از حساب مركز هزينه استفاده نمود. بدينصورت كه تمامي هزينه‌هاي مرتبط با مركز و مراحل توليد را به حساب آن مركز ثبت نموده و بهاي تمام‌شده يك واحد محصول در آن مركز از حاصل تقسيم جمع هزينه‌ها به تعداد توليد محصول در هر مركز بدست خواهد آمد كه جمع اين هزينه‌ها گوياي قيمت تمام شده آن محصول مي‌باشد. در رابطه با نحوه ثبت و انتقال هزينه‌ها از مراكز در جزوات بعدي به تفصيل توضيح داده خواهدشد.

 

روش‌هاي هزينه‌يابي

پس از انتخاب نوع سيستم هزينه‌يابي، نوبت به انتخاب يكي از سه روش واقعي، نرمال، استاندارد جهت محاسبات بهاي تمام‌شده مي‌باشد. اين روشها در حقيقت ياري دهنده مديريت در تصميم‌گيري بوده و اجراي هركدام از آنها بستگي كامل به اطلاعات موجود در شركت و همچنين انتظارات مديريت خواهد داشت.

 هزينه‌يابي واقعي[5]

براساس اين روش محاسبات بهاي تمام‌شده بر اساس هزينه‌هاي واقعي تحقق‌يافته و ثبت‌شده انجام مي‌گيرد. اين روش با توجه به سهولت و سادگي يكي از اولين انتخابها جهت هزينه‌يابي مي‌باشد اما عيب عمده آن عدم ارائه شاخص مناسب جهت ارزيابي و عملكرد قسمتها مي‌باشد. براي مثال در اين روش مشخص نمي‌گردد كه آيا مواد اوليه مصرفي در توليد به اندازه بوده است يا اينكه بيشتر يا كمتر استفاده شده است.

 هزينه‌يابي نرمال[6]

در اين هزينه‌يابي،كليه هزينه‌هاي واقعي توليد در حسابهاي مربوطه ثبت مي‌گردد ولي براي محاسبه بهاي تمام شده محصولات دو روش متفاوت بكار مي‌رود. يعني ابتدا سهم هزينه‌هاي سيستم توليد بر اساس ارقام تحقق يافته به بهاي تمام شده رديابي مي‌شود، ولي جهت تخصيص هزينه‌هاي سربار از نرخ جذب سربار استفاده خواهد شد و با استفاده از نرخ مذكور، هزينه‌هاي سربار به بهاي تمام شده محصولات منتقل مي‌گردد. حُسن اين روش ارائه بهاي تمام شده بدون نوسان است و عيب آن نيز پيچيدگي محاسبات تعيين نرخ جذب سربار و احتمال بروز خطا در اين خصوص مي‌باشد.

در برخي از موارد نيز ديده شده كه هزينه‌هاي مواد اوليه با دستمزد بصورت استاندارد محاسبه شده و هزينه‌هاي سربار بصورت واقعي ثبت گرديده‌اند. اين موارد بستگي به اطلاعات موجود در شركتها داشته ولي اصولاً چون اطلاعات استاندارد مصرف مواد اوليه در شركتها بيشتر از اطلاعات آنها نسبت به نرخ جذب سربار وجود دارد، اكثراً در ابتدا مواد اوليه را بصورت استاندارد ثبت نموده و به آرامي به طرف محاسبات نرخ جذب سربار روي مي‌آورند.

 هزينه‌يابي استاندارد[7]

 بر خلاف هزينه‌يابي واقعي، در اين نوع هزينه‌يابي از هزينه‌هاي استاندارد( هزينه‌هايي كه بايد حين توليد واقع مي‌شدند) جهت محاسبه بهاي تمام شده محصولات استفاده مي‌شود و نه هزينه‌هايي كه واقعاً حين توليد رخ داده‌اند. حسن اين روش ارائه شاخصي جهت ارزيابي عملكرد قسمتها و مراكز است اما عيب عمده آن نيز عدم امكان استفاده در حالاتي است كه ثبات نسبي در روند هزينه‌ها وجود ندارد.

در زمان استفاده از اين روش در پايان هر دوره از مقايسه هزينه‌هاي استاندارد با هزينه‌هاي واقعي انحرافات مشخص شده و نسبت به آنان تصميم‌گيري خواهد شد.   

 رويكرد انباشت و ارائه هزينه

يكي از سؤالاتي كه هميشه از يك طرف در ذهن طراحان سيستم و از طرف ديگر ذهن مديران مؤسسات را به خود مشغول داشته است اين بوده كه آيا هزينه‌هاي سربار‌(مثل هزينه استهلاك ساختمان توليد) بايد بعنوان هزينه محصول محسوب شود يا بعنوان هزينه دوره؟ اين سؤال در حسابداري صنعتي منشأ دو رويكرد در انباشت هزينه‌ها گرديد كه عبارتند از‌: هزينه‌يابي جذبي و هزينه‌يابي مستقيم.

هزينه‌يابي جذبي[8]

هنگام بحث پيرامون هزينه‌هاي سربار ساخت مشاهده مي‌گردد كه تمامي هزينه‌هاي مرتبط با توليد يا خدمات، اعم از مستقيم و غير‌مستقيم يا ثابت و متغير در هزينه‌هاي محصول لحاظ و جزء بهاي تمام‌شده موجودي كالاي تكميل‌شده و نيمه ‌تكميل و همچنين بهاي تمام شده كالاي فروش رفته منظور مي شود. آنچه كه در مورد رويكرد هزينه‌يابي جذبي قطعيت دارد اين است كه اين رويكرد رفتار و گرايش هزينه‌ها در واكنش به تغييرات در حجم فعاليت، به طور مشخص ناديده گرفته مي‌شود.

ديدگاه طرفداران رويكرد هزينه‌يابي جذبي اين است كه عناصر تشكيل دهنده هزينه‌هاي سربار ساخت به اين دليل هزينه محصولند كه ضرورتاً به منظور ساخت محصولات واقع و جزء كوششهاي ساخت محسوب مي‌شوند . اگرچه هزينه‌هاي سربار ثابت ساخت را نمي‌توان مستقيماً با توليد يك واحد محصول رديابي كرد اما واقعيت اين است كه بدون وقوع و تحمل اين هزينه‌ها، توليد كنندگان اساساً نمي‌توانند در موقعيت و وضعيتي قرار گيرند كه محصولات خودرا بسازند. به نظر مي‌رسد كه اين ديدگاه داراي يك استدلال بسيار قوي در جهت پشتيباني از بكارگيري رويكرد هزينه‌يابي جذبي است. در واقع اين استدلال به اندازه‌اي قوي است كه در استانداردهاي حسابداري مالي نيز بعنوان تكيه‌گاه ارزشيابي موجوديها داده شده است.

هزينه‌يابي مستقيم[9]

در اين نوع هزينه‌يابي‌، تنها هزينه‌هاي متغير توليد در محاسبه بهاي تمام شده محصولات دخالت داده مي‌شود و هزينه‌هاي ثابت توليد به عنوان هزينه‌هاي دوره به صورت يكي از درآمدهاي همان دوره كسر مي‌گردند. استدلال طرفداران اين نوع هزينه‌يابي، عدم ارتباط هزينه‌هاي ثابت با حجم توليد است و عنوان مي‌نمايند كه هزينه‌هاي ثابت با زمان توليد مرتبطند و با مقدار توليد ارتباطي ندارند و با كم يا زياد شدن حجم توليد مبلغ هزينه‌هاي ثابت تغيير نمي‌كند. اين نوع هزينه‌يابي جهت گزارشگري درون سازماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حُسن اين روش ارائه اطلاعات مفيد به مديران است و عيب عمده آن نيز عدم تطابق با اصول حسابدار مي‌باشد زيرا منجر به محاسبه بهاي تمام شده بر اساس بخشي از هزينه‌هاي توليد مي‌شود.

 

منابع:

حسابداري صنعتي جلد 1 و 2  نوشته عزيز عالي ور

حسابداري صنعتي جلد 1 و 2 و 3  نوشته مجيد اسكندري

حسابداري صنعتي جلد 1 و 2  نوشته سورن آبنوس

مجله حسابدار شماره 174

 


[1] Costing

[2]Systeu  Costing

[3] Job Order Costing

[4] Process Costing

[5] Actual  Costing

[6] Normal  Costing

[7] Standard  Costing

[8] Absorption  Costing

[9] Direct  Costing

 

 برگشت به فهرست اصلي

 
mGhias.com © 2007 • Privacy Policy •